fearful night
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر ساقیا جام میم ده که نگارنده غیب آنگه پر نقش زد این دایره ی مینائی فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت که گرانی اینجاست؟ دوه ی ارزانی است چه شرافت ارزان تن عریان ارزان عشق ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر آبرو قیمت یک تکه ی نان و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان................ و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان.................. باتو هیچ چیزی دلم کم نمیاره وقتی نیستی همه چیم تیره و تاره کاش ببخشی تو خاهامو دوباره ای خدای مهربون دلم گرفته از این ابر نیمه جون دلم گرفته از زمین و آسمون دلم گرفته آخه اشکامو ببین دلم گرفته تو خطاهامو نبین دلم گرفته تو ببخش فقط همین دلم گرفته توی لحظه های من شیرین ترینی واسه عشق و عاشقی تو بهترینی کاش همیشه محرم دلم تو باشی تو بزرگی اولین و آخرینی بارون میاد خیس می شی بف میاد گوله می شی میوفتی تو حوض نقاشی خیس می شی گوله می شی میوفتی تو حوض نقاشی کی مگیره؟فراش باشی کی میکشه قصاب باشی کی میپزه آشپز باشی کی میخوره حکیم باشی گنجشکک اشی مشی لب بوم ما مشین بارون میاد خیس می شی بف میاد گوله می شی میوفتی تو حوض نقاشی ویرایش: سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردمند. ارتش هم باید پشت مردم باشد. ارتش وسپاه باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است. اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای مردم است. ما همه برای مردمیم. سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد.اگر بگوید جانم فدای رهبر که این میشود همان زمان شاه. پس مردم برای چی انقلاب کردند؟ امام خمینی، صحیفه نور، جلد سوم پاراگراف 132 حالا ساحل چشم براته دنبال یه رد پاته خدايا همواره تو را سپاس ميگزارم كه هر چه در راه تو و در راه پيام تو پيشتر ميروم ، بيشتر رنج ميبرم . آنها كه بايد مرا بنوازند ، ميزنند ؛ آنها كه بايد همگامم باشند ، سد راهم ميشوند ؛ آنها كه بايد حقشناسي كنند ، حقكشي ميكنند ؛ آنها كه بايد دستم را بفشارند ، سيلي ميزنند ؛ آنها كه بايد در برابر دشمن دفاع كنند ، پيش از دشمن حمله ميكنند ،آنها كه بايد در برابر سمپاشيهاي بيگانه ستايش يا تقويتم كنند ،تضعيف و نااميد و متهمم ميكنند ، تا در راه تو از تنها پايگاهي كه چشم ياري و پاداش دارم ، نوميد شوم ، چشم ببندم و رانده شوم و........ مثل هر آدم ضعیفی که در سختی ها بیش تر به یاد خدا می افتد و در بی کسی بیش تر می فهمد که خدا، تنها کس هر کسی است، خدا را به روشنی و صراحت صبحی که دارد در برابر چشم های منتظرم طلوع می کند، حس می کنم، می بینم، دست های لطیف و حمایت گرش را بر روی شانه هایم لمس می کنم و از این همه لطف و مهر که به این بنده حقیر و بی ارج ارزانی داشته است، غرق هیجان و خجلتم. خدایا: استاد شهيد دكتر علي شريعتي رحمه الله علیه این جمعه شاید تاریخی ترین جمعه نسل من باشد نسلی که به دست پدران خود تباه شد ولی میخواهد از تباه شدن نسل فرزندان خود جلوگیری کند.برای پایمال نشدن خون نداها و سهراب ها برای اعاده حیثیت از تجاوز شدگان،برای دلگرمی خانواده های زندانیان سیاسی ،برای حمایت از کروبی شجاع ،برای همراهی رییس جمهور موسوی و برای آشفته کردن خواب کودتاگران، باید این جمعه بیایی باید...
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
طالع بی شفقت بین که درین کار چه کرد
وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
![]()
![]()
دربار بهاري تهي از زاغ و زغن شد
از ابر كرم خطه ري رشگ ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه كجرفتاري اي چرخ چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان سرو خميده
در سايه گل بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من در غمشان جامه دريده
چه كجرفتاري اي چرخ چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
خوابند وكيلان و خرابند وزيران
بردند به سرقت همه سيم و زر ايران
ما را نگذارند به يك خانه ويران
يارب بستان داد فقيران ز اميران
چه كجرفتاري اي چرخ چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
از اشك همه روي زمين زير و زبر كن
مشتي گرت از خاك وطن هست به سر كن
غيرت كن و انديشه ايام بتر بكن
اندر جلو تير عدو سينه سپر كن
چه كجرفتاري اي چرخ چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
از دست عدو ناله من از سر درد است
انديشه هر آن كس كند از مرگ نه مرد است
جانبازي عشاق نه چون بازي نرد است
مردي اگرت هست كنون وقت نبرد است
چه كجرفتاري اي چرخ چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
عارف ز ازل تكيه بر ايام ندادست
جز جام به كس دست چو خيام ندادست
دل جز به سر زلف دلارام ندادست
صد زندگي ننگ به يك نام ندادست
چه كجرفتاري اي چرخ چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ نه دين داري نه آيين داري اي چرخ
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدايا من ميخواهم تنها اميدم تو شوي و چشم انتظارم تنها به روي تو بازماند و تنها از تو ياري طلبم و تنها از تو پاداش گيرم و در حسابي كه با تو دارم ، شريكي وجود نداشته باشد.
استاد شهيد دكتر علي شريعتي رحمه الله علیه
خدایا! چندیست که زمان برایم به سختی می گذرد، از همه رنجهایم با غم و اندوه به تو پناه بردم و حال با تمام وجود به تو پناه می برم مرا از رنج چه غم که تو را دارم. مرا همین بس که توفیق یاد تو و همنشینی تو و بندگی تو را یابم.
مهربانم! لحظاتی بود که خنده و گریه را به هم پیوستم… خندان گریستم! لحظاتی که تنهایی بر وجودم چنگ انداخته بود و رنج توان از قدمهایم می گرفت، زمین خوردم، با یادت برخاستم و ادامه دادم! لحظاتی که هیچ پناهی را نمی یافتم و هیچ همراهی نبود، خدایا به تو پناه بردم! لحظاتی که دلم را مملو مهرت و ذهنم را سرشار یادت کردم و آن زمان آرامش یافتم…
استاد شهيد دكتر علي شريعتي رحمه الله علیه
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ
بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم
و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم
بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم
اما آنچنان که تو دوست داری
چگونه زیستن را تو به من بیاموز
چگونه مردن را من خود خواهم آموخت
آینه ی دق کرده بس که هق هق کرده
مثل یک کوه یخ میچکم در مطبخ
از سپاه تسلیم روز و شب بی تقویم
مُردم از مَرد بد نامردم
من پر از تنهایی وحشت از زیبایی
در نمد پیچیده بی هوا پوسیده
بره ی قربانی ابرک بارانی
مُردم از مَرد بد نامردم
بر تن یاس سپید سفره جای قلاب کمر می سوزد
لب فریاد مرا می دوزد سیره سیرم٬ سیر از مشت و لگد
برده داران حقیر مرگ بو بر سر بازار عاشق می کُشند
خواب مخمل را بر هم می زنند این کنیزکان خواهر منند
آی مَردم٬ مُردم باز هم سر خوردم
مُردم از مَرد بد نامردم
| Design By : Night Skin |


